قلب يخي من ...
یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 20:39 :: نويسنده : myicyheart

 
 
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی

یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 20:35 :: نويسنده : myicyheart

داشت دفترمشقش را جمع می کرد.چشمش افتاد به روزنامه ای که مادر روی آنبرای همسایه ها سبزی پاک کرده بود.تیترش یک "سه" بود با بینهایت "صفر"جلوش.عدد "سه"ناگهان او را از جا پراند.
- بابا، پس فردا با بچه هایمدرسه می برنمون اردو. سه هزار تومن می دی؟
بابا سرش رابلندنکرد.باصدایی آرام گفت:فردا یه کم بیشتر مسافر می برم، سه هزار تومن هم به تومیدم.
با وعده شیرین بابا خوابید.
صبح زود، رفت کنارپنجره. پرده را کنار زد. باران ریزوتندی می بارید.قطره هایباران برای رسیدن به زمین مسابقه گذاشته بودند. بند دلش پاره شد:آخه توی این بارونکه مسافر سوار موتور بابام نمی شه.
اشک توی چشمهایش حلقه زد. از پشت پنجره آمد کنار. یک قطره اشک از روی صورتش چکید روی یکی از بینهایت "صفر"هایی که جلوی عدد"سه" رژه می رفتند

یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 20:32 :: نويسنده : myicyheart


 
پسرها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنينمختلف
 

سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون بهمردم نگاه کنن … از قيافه خودشون بدشون مي ياد

سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن،تکنو مي زنن … حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن … با راکت تنيس هم گيتار ميزنن

سن 17سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن … فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن … يادش به خيراون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
..

سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن … آخ آخ …آهنگهاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه

سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحدداشته باشن … تيز ميشن … ابي گوش ميدن

سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن …ستارگوش ميدن که نفهمن چي شده

سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از این بچه بازيها مي بينن … مثلاعاقل مي شن

سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه … دنبال يه آدم حسابي مي گردن
..

سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض ميشه

سن 24 سالگي : نه… اون با يه نفر ديگه هم دوسته …اصلا لياقت عشق منونداشت

سن 25سالگي : عشق سيخي چند؟ … طرف بايد باباش پولدار باشه… حالا خوشگل هم باشه بدنيست

سن 26سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم … افتخار ميدين غلامتون باشم؟

سن 27 سالگي : آخيش

سن 28سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 20:15 :: نويسنده : myicyheart

مـــــن

از تمامـــآسمـــان

یکــــ بــــاران را میخواهمـــــ ...

و از تمــــام زمیــــن

یکـــ خیابانـــــ را ...

و از تمــ ــامــ تـــ ــو

یک دستـــــ

که قفــــل شده دردستـــ مـــــن
...



ادامه مطلب ...
یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 20:09 :: نويسنده : myicyheart

چقد سخته دلت بشكنه و نتوني دم بزني!!!
چقد سخته هيچ همصحبتي نباشه كه هر وقت دلت گرفت سر روي شونه اش بذاريو اشك بريزي!!!
چقد سخته هميشه انگشت اتهام به طرفتو باشه در حالي كه حتي روحت هم از ماجرا بي خبر باشه!!!
چقد سخته ببيني شكستن دل كسي رو كه دوستش داري و تكيه گاهت هست يعنيپدر!!!
چقد سخته نشكستن بعضي چیزا كه نتوني بريزيشبيرون و بشه غمباد!!!
چقد سخته غم ، شرم و سردرگميرو ديدن توي چشماي برادر!!!
چقد سخته دبدن دلهره ونگراني رو توي چشماي هميشه نگران مادر!!!
چقد سختهاين زندگي لعنتي كه چيزي جز غم ازش نمي بيني!!!
چقدسخته تنهايي و تنهايي و تنهايي!!!!

یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 19:49 :: نويسنده : myicyheart

به ساعت نگاه مي كنم:
حدود سه نصفه شباست
چشم مي بندم تا مبادا چشمانت را از ياد برده باشم
و طبق عادت كنار پنجرهمي روم
سوسوي چند چراغ مهربان
وسايه هاي كشدار شبگردانه خميده
و خاكستريگسترده بر حاشيه ها
و صداي هيجان انگيز چند سگ
و بانگ آسماني چند خروس
ازشوق به هوا مي پرم چون كودكي ام
و خوشحال كه هنوز
معماي سبز رودخانه ازدور
برايم حل نشده است
آري!از شوق به هوا مي پرم
و خوب مي دانم
سالهاست كه مرده ام

یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 15:40 :: نويسنده : myicyheart

فرشته های زمینی

آدما تاوقتي کوچيکن دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن اما پول ندارن.
وقتي بزرگتر ميشن، پول دارن اما وقت ندارن.
وقتي هم که پير ميشن ، پول دارن وقت هم دارن اما . . . مادر ندارن!...
به سلامتي همه مادراي دنيا...
_______________________________________
پدرم ، تنهاکسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند !

________________________________________
شرمنده ميکند فرزند را ، دعاي خير مادر ، در کنج خانه ي سالمندان
_____________________________________________


خورشيد
هر روز
ديرتر از پدرم بيدار مي شود
اما
زودتر از او به خانه بر مي گردد !





ادامه مطلب ...

این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری می رود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور می شود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل ...



ادامه مطلب ...
یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 15:27 :: نويسنده : myicyheart

آری تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره ،
فکر ،
هوا ،
عشق ،
زمین ،
مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای مناست
من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن ایسهراب
قایقت جا دارد?
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم
به سراغ من اگر میآیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو به هر جور دلت خواست بیا
مثل سهرابدگرجنس تنهایی من چینی نیست، که ترک بردارد
مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من

                                                                          ....

یکشنبه 01 مرداد 1391 :: 15:24 :: نويسنده : myicyheart

Ghalbam Ra B Agho0osh✖
Keshidi O Man Mastane
Khandidam ... Negahat
Aseman Ra B Yadam
Miavarad Vaghti Miyane
Siyahiyash Gom Mishavam
Mara B Khater Bespar K
Tamame Khateratam Dar
... TO Kholase Mishavad

 

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران